امروز پنج شنبه است .

صبح که از خواب بلند شدم . سر کامپیوتر رفتم .  بعد از چند دقیقه مادرم بیدار  شد و به من صبحانه داد . بعد سر تمرین ویالنم رفتم . چند ساعت بعد خاله ام مارا دعوت کرد .

او مهمان داشت من همان موقع که از در وارد شدم در کامپیوتر پسر خاله ام این نوشته را نوشتم .

سلام. من بهار هستم . ۷ سالم است . این نوشته را به کمک پسر خاله ام روزبه می نویسم . این اولین نوشته ی من است .

امروز در مدرسه من الفبای فارسی را کامل یاد گرفتم . امروز در مدرسه ی ما برای کلاس اولی ها جشن الفبا برگزار شد.

سه شنبه امتحان های ما تمام می شود .