امروز پنج شنبه است .

صبح که از خواب بلند شدم . سر کامپیوتر رفتم .  بعد از چند دقیقه مادرم بیدار  شد و به من صبحانه داد . بعد سر تمرین ویالنم رفتم . چند ساعت بعد خاله ام مارا دعوت کرد .

او مهمان داشت من همان موقع که از در وارد شدم در کامپیوتر پسر خاله ام این نوشته را نوشتم .